تبلیغات
مفرد مذکر غائب(عجل الله تعالی فرجه)

مفرد مذکر غائب(عجل الله تعالی فرجه)
او ضمیر مفرد غایب نیست او همه دنیای من است. . .

...بسم رب المهدی...

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است...

یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است...

حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای!!!!

اینجا برای عشق شروعی مجدد است...

 

SAEGHE

در کدامین چهار سوی دیوار حرمت نوشته اند: گناه کار وارد نشود؟!!!

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 10:13 ب.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یامهدی* ]

...بسم رب المهدی...

SAEGHE

بوی باران و بوی دلتنگی

می وزد از حوالی چشمت

چه شده که شقایق و لاله

می چکد از زلالی چشمت

آسمان هم به گریه افتاده

هم نفس با نگاه بارانیت

ناله ناله فرات می ریزد

زمزم اشک های پنهانیت

بغض های دلت ترک می خورد

در همان شام بیقرای که ...

لاله لاله دل پریشانت

خون شد از خون آن اناری که ...

در غروب نگاه محزونت

آرزویی به جز شهادت نیست

چه غریبانه اشک می ریزی

و به بالین تو جوادت نیست

خوب شد که ندید فرزندت

بین آن کوچه دست بر پهلو

روضه خوان شد نگاه خونبارت

کوچه، دیوار، لاله، در، پهلو

سر سپردی به خاک دلتنگی

گوشه حجره قتلگاهت بود

گریه گریه مصیبتی اعظم

جاری از گوشه نگاهت بود

چه به روز دل تو آوردند

که عطش شعله می کشید از جان

ذکر لب های تشنه ات هر دم

السلام علیک یا عطشان

آه با چشم غرق خون دیدی

کربلا کربلا مصیبت بود

هم نوا شد دل شکسته تو

با سری که پر از جراحت بود:

بر سر نیزه های نامحرم

لحظه لحظه چه بر سرت آمد

وای از دست های سنگینی

که به تکریم دخترت آمد

سنگ ها گرم بوسه از لب هات

در همان کوچه در عبوری که ...

چه شد ای سر بریده زینب

سر در آوردی از تنوری که ...

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 10:01 ب.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یامهدی* ]

...بسم رب المهدی..

این گنبد سبز یاد آور سالهای آمد و شد فرشته هاست.

نشانه ای که بگوید هنوز و تا همیشه عطر نفس تورا توی هوا حس می کنیم.

هنوز و تا همیشه اگر بتوان دل را صیقل داد تورا هم می توان دید...صدایت را...

صدای وحی را می توان شنید و اگر این نبود بعد از تو دیگر زمین جای زندگی نبود.

و اگر این نبود این همه دشمنی با تو و راه تو و دوستداران و پیروان تو و آیین تو معنا نداشت.

تو تا همیشه هستی و صدایت همچنان در گوش زمین می پیچد که:

((قولوا لا اله الا الله تفلحوا))

SAEGHE

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 09:31 ب.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یامهدی* ]

...بسم رب المهدی...

saeghe

زبانحال حضرت زینب (س) با امام حسن (ع)

ای کریمی که کرامت می کنی

گو که خواهر را اجابت می کنی

تا که نامت را به لب می آورم

این دلم را غرق حاجت می کنی

در شب تنهایی قلبم ببین

تو دلم را مست جامت می کنی

تا دم جان دادنت ای با وفا

از اصول دین حمایت می کنی

آنقدر مهر از تو میبارد که باز

در کراماتت سماجت میکنی

امشبی را پیش زینب یا حسن

خون دل در زیرکامت می کنی

آب شد اعضای تو از زهر کین

بر مصیبت استقامت می کنی

من بمیرم ای غریب آل عشق

همسرت را هم برائت می کنی

جواب امام حسن (ع) به حضرت زینب کبری (س)

خواهر من از چه با صد درد و داغ

گریه بر این قد و قامت می کنی

صبر کن زینب که داغت میرسد

گریه در روز شهادت می کنی

با صبوری در کنار جسم من

وصف و توصیف مقامت می کنی

بعد مرگ پر ز رمز و راز من

جسم من را هم عیادت می کنی

پس چرا در لحظه های آخرم

از جدایی ها حکایت می کنی

سروده : جعفر ابوالفتحی

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ جمعه 30 دی 1390 ] [ 02:05 ب.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یامهدی* ]

...بسم رب المهدی...

                                                    من به آمار زمین شک دارم...!!!

من  به آمار زمین مشکوکم تو چطــــــــــور؟

اگر این سطح پر از آدمهاســـــــــــــــــــــت

پس چرا این همه دلها تنهاســـــــــــــــت؟

بیخودی می گویند هیچ کس تنها نیست

چه کسی تنهانیست؟ همه از هم دورند

همه در جمع ولی تنهاینـــــــــــــــــــــــــــــد

من که در تردیدم تو چطور؟

نکند هیچکسی اینجا نیســـــــــــــــــــــــــت

گفته بود آن شاعر :

هر که خود تربیت خود نکند حیوان است

آدم آنست که او را پدر ومادر نیســـــــــت

من به آمار،به این جمــــــــــــــــــــــــــــع

و به این سطح که گویند پر از آدمهاست

مشکوکم

نکند هیچکسی اینجا نیســــــــــــــــــــت

من به آمار زمین مشکوکــــــــــــــــــــم

چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟

من که می گویم نیست

گر که هست دلش از کثرت غم فرســـــــوده ست

یا که رنجور و غریــــــــــــــــب

خسته ومانده ودر مانده براه

پای در بند و اســـــــــــــــــــیر

سرنگون مانده به چــــــــــاه

خسته وچشــــــــــــم به راه

تا که یک آدم از آنچا برسد

همه آن جا هستــــــــــند

هیچکس آن جا نیست

وای از تنـــــــــــــــــــــــــها یی

همه آن جا هستـــــــــــــــند

هیج کس آنجا نیســـــــت

هیچکس با او نیســـــــــت

هیچکس هیچکـــــــــــــس

من به آمار زمین مشکوکم

من به آمار زمین مشکوک

چه عجب چیزی گفت

چه شکر حرفی زد

گفت:من تنهایم

هیچکس اینجا نیست

گفت:اگر اشک به دادم نرسد می شکنم

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم

بر لب کلبه ی محصور وجود

من در این خلوت خاموش سکوت

اگر از یاد تو یادی نکنم می شکنم

اگر از هجر تو آهی نکشم

اندر این تنهایی

به خدا می شکنم به خدا می شکنم

من به آمار زمین شک دارم

چه کسی گفته که این سطح پر از آدمهاست؟

اگر این شهر پر از ادمهاست

پس چرا یوسف زهرا تنهاست؟؟؟

saeghe

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ دوشنبه 26 دی 1390 ] [ 12:34 ب.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یامهدی* ]

...بسم رب المهدی...

saeghe

گیرم که زدی...

گیرم که کشتی...

با رویش ناگزیر جوانه ها چه میکنی؟؟

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 09:06 ب.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یامهدی* ]

               ...بسم رب المهدی...                      

جهان در تپش آمدنت به لرزه درآمده است.

بادها پراکنده در هر سو، ستم‌باره‌های خویش را بر دوش می‌کشند.

اهل زمین، ثانیه شمارها را مرتب نگاه می‌کنند.

یک منجی، فقط یک منجی است که می‌تواند آنها را از درد و رنج و غم خلاصی بخشد.

درختان گیسوان پریشان خویش را فصل به فصل به دست زمان می‌سپارند تا زردی و سرمای زندگی را به ساعت سرسبزی جوانه‌هایشان برساند.

دل‌ها در غربت خاک، غریبه و تنها جان می‌دهند.

ماهیان قلب‌ها خشک‌سالی محبت و مهربانی را تاب نمی‌آورند.

چشم‌ها چشمه‌های خشکی شده‌اند که کمتر به اشک شوق می‌اندیشند که گریه‌های فراق، آنان را امان نمی‌دهد.

تشنگی بر اعماق و ریشه این دیار نفوذ کرده و تندیس‌ها تاب ایستادن را بیش از این ندارند.

کشتی‌های عدالت و انصاف در هیاهوی بی‌امواج صدایشان به گِل نشسته‌اند و ناخدایان خدانشناس، هنوز در ادعای حق‌طلبی خویشند.

هر روز که عرش از صدای ضجه ستم‌دیدگان به لرزه درمی‌آید، زمین، چهار ستونش فرو می‌ریزد.

لرزش بر اندام آدمیان افتاده.

قدم‌هایشان سست شده، ایستاده‌اند؛ اما غبارهایی را می‌مانند در هوا.

هستند؛ ولی گویی کسی جز خودشان نیست!

نیستند؛ ولی چنان در خویش حل شدند که گویی هستی، جز آنها نیست.

خندانند؛ ولی در اعماق روح خویش چیزی ندارند جز اشک و عذاب.

گریانند؛ ولی نمی‌دانند بهانه این همه سختی و اشک چیست؟!

فضا، زمین، زمان، آسمان، دریا، انسان و هر آنچه در هستی است، در خلاءی عظیم غوطه‌ور است. همه چیز در حال غرق شدن است. همه چیز در حال از بین رفتن است.

همه چشم به نجات دهنده‌ای دوخته‌اند که دست‌های رها و خالی را بگیرد و از این فضای در حال سقوط نجات بخشد.

سخت است؛ سخت است هر روز چشم بگشایی و خورشید را ببینی که طلوع کرده، بی‌آنکه خبری از آمدن تو آورده باشد.

سخت است هر روز به سرخی غروب بکشانی و در تیرگی شب فرو روی، بی‌آنکه به آرامشش دست‌یابی.

سخت است تا آخر هفته روز شماری کنی و روز هفتم بلند شوی و باز هم هیچ کس را در آن سوی جاده نبینی.

سخت است پنجره را باز کنی و به دور دست‌ها خیره شوی و هیچ چیز جز چشم‌های منتظر کاج‌ها نبینی.

جاده‌های کشیده شده تا آن طرف انتظار. چشم‌های خیره شده به روبه‌رو ...‌.

پنجره‌های گشوده شده، فریادرسی را می‌خواهد که خواب ستم و بی‌عدالتی را بر آشوبد.

سواری را می‌خواهد که منتظرانش او را از پشت شیشه‌های به شوق آمده، ببینند.

جهان تو را می‌خواهد.

saeghe

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


 


[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 07:34 ب.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یامهدی* ]

                                                             ...بسم رب المهدی...

saeghe

یک اربعین، به نیــزه ســر یـار دیده ام

یک اربعین، چو شمع به پایش چکیده ام

یک اربعین، به ضربه ی شلّاق ساربان

بر روی خــارهای مغــیلان دویده ام

یک اربعین، تمام تنم درد می کند

با ضـرب تـازیانه ز جـایم پریده ام

یک اربعین، رقیّه ی تو مُرد از غمت

اکنون بدون او به کنارت رسیـده ام

یک اربعین، به شام و به کوفه حماسه ها

با خطــبه های حیــدری ام آفـریده ام

یک اربعین، ز چوبه ی محمل سرم شکست

همچـون پـدر ببیـن تـو جبین دریــده ام

یک اربعین، کنار عدو، وای! وای! وای!

بس جورِ طعنه های فراوان کشیده ام

یک اربعین، به ضربه سیلی ببین حسین

رویم کبود گشته و قامــت خمیــده ام

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ شنبه 24 دی 1390 ] [ 02:00 ب.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یامهدی* ]

...بسم رب المهدی...

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان! /قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران.

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان /دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان!.

قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا!/ اصلا به این نوشته بگویید «داستان».

 

آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!
قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران

آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان
دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان!

قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا!
اصلا به این نوشته بگویید «داستان»

من خسته ام از آتش و از خاک، از زمین
از احتمال فاجعه، از آخرالزمان!

آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر
باران بیار و باز بباران از آسمان

اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو!
آقا اجازه! ما که نه در این و نه در آن!

«یک پای در جهنم و یک پای در بهشت»
یا زیر دستهای نجیب تو در امان!

آقا اجازه!............................
.......................................!

باشد! صبور می شوم اما تو لااقل
دستی برای من بده از دورها تکان...

آقا اجازه! خسته‌ام از این همه فریب
از های و هوی مردم این شهر نانجیب

آقا اجازه! پنجره‌ها سنگ گشته‌اند
دیوارهای سنگی از کوچه بی نصیب

آقا اجازه! باز به من طعنه می‌زنند
عاشق ندیده‌های پر از نفرت رقیب

«شیرین»ی وجود مرا «تلخ» می‌کنند
«فرهاد»های کینه پرست پر از فریب

آقا اجازه! «گندم» و «حوا» بهانه بود
«آدم» نمی‌شویم! بیا: ماجرای «سیب»!

باشد! سکوت می‌کنم اما خودت ببین ... !
آقا اجازه! منتظرند اینهمه غریب ....

saeghe

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد

 


[ دوشنبه 19 دی 1390 ] [ 11:41 ق.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یامهدی* ]

...بسم رب المهدی...

عکس هایی از ویلای جدید نائومی کمبل مدل معروف سیاهپوست جاماییکایی در جزیره ای در ترکیه که از بالا به شکل چشم جهان بین یکی از نماد های فراماسونری می باشد.

www.saeghe-f135.mihanblog.com

منبع:velayat1389.mihanblog.com

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ دوشنبه 19 دی 1390 ] [ 11:25 ق.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یا مهدی* ]

WWW.SAEGHE-F135.MIHANBLOG.COM


[ جمعه 16 دی 1390 ] [ 03:40 ب.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یا مهدی* ]
...بسم رب المهدی...

از قله تا به دامن کوه انفجار روز

غوغای نور صبح و دل اسمان مست

هشدار مردمان خداترس** ٬یک کتاب

وحی خدا به سینه مردی امین نشست

دوران پر تلاش محمد شروع شد

ابلاغ وحی ضمن نشان دادن علی

مزد تمام زحمت او را خدا گذاشت**

در یک کلام:«دست شما دامن علی»

خندق ٬ علی ٬ تمامی ایمان حریف کفر*

خیبر ٬ علی ٬ رضای خدا و پیمبرش*

یک روز علی معادل هارون برای او*

یک روز او مدینه علم و علی درش*

از خانه هر دری که به مسجد گشوده را

بستند و باز ماند در خانه ی علی

از ابتدای دعوت خویشان برای دین

تا حجة البلاغ فراخوان : «علی ولی»*

وقتی نبی به سمت خدا پر زد و علی

در حال دفن کردن پیغمبر فقید

بر ماه ابر سوخته ای پنجه میزد و

گرگی به قله های طمع زوزه میکشید

رونق گرفت سکه ی بازار شایعات

اسمش چه توطئه وَ چه یک فتنه . بگذریم.

گفتند :«علی خلافت خود را نخواسته»

از جمله ی صریح نبی هم که بگذریم

گفتند با شتاب وَ با کلی اب و تاب:

«آه این وفات پشت علی را شکسته است

هر چند نیست بهتر از او رهبری ولی

تکلیف چیست؟ او خودش از کار خسته است»

مردم اگر چه سابقه ها را ورق زدند

باید کسی به جای نبی اتکا کند

بی فکر روی این که مگر میشود علی

سرپیچی از کلام نبی و خدا کند

بی فکر روی این که ولایت الهی است

انگشتری که نیست ببخشد به مستحق

بی فکر روی این که فقط یک علیست که

حق در کنار اوست وَ او در کنار حق*

در خاک شخم شایعه خورده گذاشتند

بذر نفاق و بدعت و تزویر و کینه را

از پیر های شهر یکی انتخاب شد

جای علی نشست . چه میشد مدینه را؟

وقتی که بازمانده ی جمع مباهله

در کوچه های لایق نفرین قدم گذاشت

با استناد روی تمام شواهدش

ان شب امیر کوچه به کوچه سوال داشت

گفتند با علی همه ی کوچه های شهر:

«هر چند حق توست ولی دیر امدی

طوری که نیست گوشه ای از کار هم بس است

اخر خودت معادله ها را به هم زدی»

اصحاب در ادامه ی برنامه هایشان

میخواستند واقعیت هم عوض شود

که در مسیر بیعت و مشروعیت به خود

تا خانه ی عفیف علی راه گز شود

حتی اگر نشد به همه گفته میشده:

«حالا که باز کشورمان جان گرفته است

حیدر به زیر حرف خودش میزند ٬ چطور؟

حالا که کارها همه سامان گرفته است

به فکر پس گرفتن حق خلافت است

با خاطرات ٬با گله ها ٬با بهانه ها»

بالاخره برای سکوت همیشگی

بالاخره به خاطر محو نشانه ها

تا خانه ی عفیف علی پیش رفته و

تنها علی ٬ نه ٬ یک نفر اینجا قدم زده

ائینه ی رضایت و خشم الهی است*

مکر خدا محاسبه ها را به هم زده

وقتی که نیست چند خداترس واقعی

وقتی که گرگ ما به لباس صحابه است

حق حین این مجادله نابود میشود

باید چه کار کرد؟ فقط دست روی دست؟

نه باز هم به بینش مولا و فاطمه

حتی اگر به قیمت ان اتفاق ها

حتی اگر به قیمت جانش و بچه اش

این بار فاطمه است حریف نفاق ها

بی غیرتی به رفتن زن پشت در که نیست

بی غیرتی گدازه ی اتش دم در است

بی غیرتی شکستن حدّ و حریم ها

بی غیرتی شکستن پهلوی مادر است

نوشته اقای سعید قائد امینی

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ جمعه 16 دی 1390 ] [ 01:38 ب.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یا مهدی* ]

...بسم رب المهدی...

saeghe

پندار ما این است كه ما مانده ایم و شهدا رفته اند اما حقیقت این است كه زمان مارا با خود برده است و شهدا مانده اند...(شهید سید مرتضی آوینی)                                                            

قسمتی از وصیت نامه شهید صادق(امیر) كفشدار طوسی:

بسم ا...الرحمن الرحیم

من صادق كفشدارطوسی به واحدیت خدا و فرستاده برحقش حضرت محمد(ص) و مولایم علی بن ابیطالب و یازده فرزند گوهربارش تا حضرت حجت(عج) ایمان داشته و سوگند یاد میكنم و همینطور به نائب برحق امام زمان(عج)امام خمینی با روشنی دل ایمان داشته.

این وصیت نامه وقتی به دستتان میرسد كه من دیگر در بین شما نیستم.پدر و مادر عزیزم هرچند شمارا اذیت كردم ولی فكر كنم پسر نسبتا اهلی بودم  و كمتر كسی از دست من ناراحت است امیدوارم مرا به بزرگی خودتان ببخشید.در مرگ من ضعف از خودتان نشان ندهید كه دشمنان اسلام و امام خمینی شادی كنند.با پایداری و صبر خود نشان دهیدكه از مرگ من در راه خدا راضی هستید چون امانتی بودم در پیش شما كه باز شما به مبدا اصلی ان كه خداست برگرداندید ان هم با مقام شهادت كه ارزوی هركس است و همانطوریكه قرآن مجید میفرماید:"مپندارید آنها كه در راه خدا شهید شده اند مرده اند بلكه زندگانی هستند كه در پیش خدا روزی میخورند" شما هم مرا مرده مپندارید چون من همیشه و در همه جا در كنار و پهلوی شما هستم و هم اینكه بر روی سنگ قبرم ناكام ننویسید چون من به كام و ارزویم رسیدم به ان هدف اعلی كه ارزوی هركس است رسیدم هرچند در سن پایین بودم ولی چه بهتر در این سن كم كه گناهانم كمتر است بمیرم ان هم مردن در راه خدا...

 خواهران من!

مهمی كه از شما میخواستم این است كه حجاب خودتان را به بهترین وجه حفظ كنید و پیرو امام و خطش باشید و نگذارید كسی شمارا سرزنش كند كه چرا گذاشتید پسرتان به جبهه برود كه شهید شود كه اگر چنین گفتند قاطعانه جوابشان را بدهید...

saeghe

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ دوشنبه 12 دی 1390 ] [ 10:26 ب.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یا مهدی* ]
...بسم رب المهدی...

وصیت نامه شهید حاج ابراهیم همت

به نام خدا


نامی که هرگز از وجودم دور نیست وپیوسته با یادش ، آرزوی وصالش را در سر داشتم .

سلام بر حسین (ع) سالار شهیدان ، اسوه و اسطوره ی بشریت.

مادرگرامی و همسر مهربانم ، پدر وبرادران عزیزم

درود خدا بر شما باد که هرگز مانع حرکتم در راه خدا نشدید، چقدر شما ها صبورید ، خودتان می دانید که من چقدر به شهیدان عشق می ورزیدم ، غنچه هایی که(کبوترانی که)همیشه در حال پرواز به سوی ملکوت اعلایند. الگو اسوه هایی که معتقد به دادن جان برای گرفتن (بقا و حیات ابدی).و نزدیکی با خدا،چرا که «ان الله اشتری من المؤمنین».

من نیز در پوست خود نمی گنجم ، گمشده ای دارم وخویشتن را در قفس محبوس می بینم و می خواهم از قفس به در آیم ، سیمهای خاردار مانعند ، من از دنیای ظاهر فریب مادیات وهمه آنچه که از خدا باز می دارد متنفرم (هوای نفس شیطان درون وخالص نشدن)در طول جنگ برادرانی که در عملیات شهید می شدند ، از قبل سیمایشان روحانی و نورانی می شد وهر بی طرفی احساس می کرد که نوبت شهادت آن برادر فرا رسیده است .

عزیزانم! این بار دوم است که وصیت نامه می نویسم ، ولی لیاقت ندارم و معلوم است که هنوز در بند اسارتم ، هنوز خالص نشده ام وآلوده ام.

از شروع انقلاب در این راه افتادم وپس از پیروزی انقلاب نیز سپاه را پناهگاه خوبی برای مبارزه یافتم ، ابتدا در گیری با ضد انقلاب و خوانین در منطقه ی « شهرضا» (قسمه ) وسمیرم، سپس شرکت در « خوزستان» و جریان گروهکها در خرمشهر پس ازآن سفر به سیستان وبلوچستان (چابهار وکنارک) وبعداَ حرکت به طرف «کردستان» . دقیقاَ دو سال در «کردستان » هستم.مثل این که دیگر جنگ با من عجین شده است.

خداوند تا کنون لطف زیادی به این سرپا گنه کرده وتوفیق مبارزه در راهش را نصیبم کرده است.

اکنون می روم با دنیایی انتطار ، انتظار وصال و رسیدن به معشوق،ای عزیزان من توجه کنید :

1- اگر خداوند فرزندی نصیبم کرد ؛ با اینکه نتوانستم در طول دورانی که همسرانتخاب کردم حتی یک هفته خانه باشم ، دلم می خواهد او را علی وار تربیت کنید. همسرم انسان فوق العاده ای است او صبور است و به زینب عشق می ورزد ، او از تر بیت کردن صحیح فرزندم لذت خواهد برد ، چون راهش را پیدا کرده است ، اگر پسر به دنیا آورد اسم او را «مهدی» واگر دختر به دنیا آورد اسم او را «مریم» بگذارید چون همسرم از این اسم خوشش می آید .

2- «امام» مظهر صفا و پاکی و خلوص ودریایی از معرفت است وفرامین او را مو به مو اجرا کنید ،تا خداوند از شما راضی باشد زیرا او ولی فقیه است و در نزد خدا ارزش والایی دارد .

3- هر چه پول دارم ، اول بدهی مکه مرا به پیگیری سپاه تهران (ستاد مرکزی) بدهید وبقیه را همسرم هر طور خواست خرج کند .

4- ملت ما ، ملت معجزه گر قرآن ، است ومن سفارشم به ملت تداوم بخشیدن به راه شهیدان و استعانت به درگاه خداوند است ،تا این انقلاب را به انقلاب حضرت مهدی (عج) وصل نماید ودر این تلاش پیگیر مسلماَ نصر خدا شامل حال مؤمنین است .

5- از مادرم وهمه ی فامیل وهمسرم ؛ اگر به خاطر من بی تابی کنند راضی نیستم ،مرا به خدا بسپارید و صبور و شجاع باشید.

saeghe

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ شنبه 10 دی 1390 ] [ 01:25 ق.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یا مهدی* ]

...بسم رب المهدی...

«بشنو از نی چون حكایت می‌كند
از جدایی‌ها شكایت می‌كند»
سینه دارم چاك چاك درد صدر
فرصتی خواهم بگویم شرح صدر
«یاد باد آن روزگاران یاد باد»
یاد محرومان دوران یاد باد
یاد لبنان یاد چمران یاد صدر
آن همه خدمت بدون مزد و اجر
او به لبنان بود مردم را امام
چون به همت كرد حجت را تمام
صدر اما در وطن بیگانه است
هركه نامش می‌برد دیوانه است
كس نباشد كو نداند نام او
كو كسی آگاه از افكار او؟
یك نفر نَبوَد به عالی همتی
جستجو بنماید این سبط نبی
فخر ایران رمز لبنان صدر دین
عزت شیعه به روی این زمین
موسی كنعان به سینا سرزمین
كی شود پایان تو را این اربعین؟
وعده ها یك بار و صد بار و هزار
ده شب و صد شب، هزاران شد شمار
ای كه از آمال تو حزب و حماس
شر مطلق از حضورت در هراس
كی كنی بند بلا بدرود تو؟
چشم كم نور مرا مسرور تو؟
شیعه از اندوه تو اندوهگین
كفر را یاد تو هم بس سهمگین
دوست از هجران تو در تاب و تب
دشمن از نام تو هم اندر تعب
دشمنان در دشمنی شان راستین
عاشقان از عاشقی شان شرمگین
عاشقیم و روز، نان را در طلب
عاشقیم و شام، در شور و طرب
یار ما در بند و ما در كار خویش
صبح و شب در بند افكار پریش
یوسفی در بند زندان حسد
ما فقط دنبال اخبار و رصد
عشق خواهی، عشق یعقوب نبی
عشق یوسف كو ولی را بُد ولی
عشق یوسف آن نبی رنجور كرد
چشم پرنورش همی كم نور كرد
عشق چون باشد زلیخا می‌شود پیر و عجوز
چون كه دارد بر جگر صد آه و سوز
آن چنان عشقی بباید تا كه «صدر»
باز گردد بر مقام خود به فخر
این همه گفتیم از موسای صدر
قطره آبی بود از دریای صدر
بحر صدر و پهنه دریای آن
قطره ای از باده‌ی مهدی بدان
قطره ای از قطره های این شراب
كرده مست و بی قرارم بی حساب
یاد موسی را چنین باشد اثر
نام مهدی را خدا داند ثمر
ما زموسی نام خواندیم و بس
قصه‌ای از كار او خواندیم و بس
كی، كجا دیدیم رفتاری از او؟
چشممان كی دید سیمایی از او؟
كی نوازش كرد دستانش به مهر؟
ما خطاكارانِ مالامال، كبر؟
از شمیم یاد او مدهوش ما
عطر مهدی می‌كند بی‌هوش ما
زین سبب گویم به آوای بلند
مهدیا! بِرهان امام ما ز بند

جواد عنابستانی
آبان 1390 – ذی الحجه 1432

saeghe

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ شنبه 10 دی 1390 ] [ 12:59 ق.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یا مهدی* ]

حسین زمان ما تنهاست با اینکه مسلمش در بین ماست

                                اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ سه شنبه 6 دی 1390 ] [ 11:38 ق.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یا مهدی* ]

...بسم رب المهدی...

دخترم بر تو مگر غیر از خرابه جا نبود
گوشه ویرانه جای بلبل زهرا نبود

جان بابا خوب شد بر ما یتیمان سر زدی
هیچ‌کس در گوشه ویران به یاد ما نبود

دخترم روزی که من در خیمه بوسیدم تو را
ابر سیلی روی خورشید رخت پیدا نبود

جان بابا، هر کجا نام تو را بردم به لب
پاسخم جز کعب نی ،جز سیلی اعدا نبود

دخترم وقتی که دشمن زد تو را زینب چه گفت
عمه آیا در کنارت بود بابا ،یا نبود

جان بابا، هم مرا ،هم عمه ام را می‌زدند
ذره‌ای رحم و مروت در دل آنها نبود

دخترم وقتی عدو می‌زد تو را برگو مگر
حضرت سجاد زین‌العابدین آنجا نبود

جان بابا بود، اما دستهایش بسته بود
کس به جز زنجیر خونین، یار آن مولا نبود

دخترم آن شب که در صحرا فتادی از نفس
مادرم زهرا (س) مگر با تو در آن صحرا نبود

جان بابا من دویدم زجر هم می‌زد مرا
آن ستمگر شرمش از پیغمبر و زهرا نبود

دخترم من از فراز نی نگاهم با تو بود
تو چرا چشمت به نوک نیزه اعدا نبود

جان بابا ابر سیلی دیده‌ام را بسته بود
ورنه از تو لحظه‌ای غافل دلم بابا نبود

دخترم شورها بر شعر ?میثم? داده‌ایم
ورنه در آوای او فریاد عاشورا نبود

جان بابا دست آن افتاده را خواهم گرفت
ز آن که او جز ذاکر و مرثیه خوان ما نبود

شاعر:حاج غلامرضا سازگار (میثم)

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ سه شنبه 6 دی 1390 ] [ 11:32 ق.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یا مهدی* ]

...بسم رب المهدی...

 

سوپراستارهای شما کدام طرفند؟؟

چپ یا راست؟

saeghe

 


[ شنبه 3 دی 1390 ] [ 12:38 ب.ظ ] [ پرپرواز (صاعقه) ] [ یا مهدی* ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

گرچه من سرباز هیچ و
ساده ام/
سرخوشم مهدی
بود فرمانده ام/
گرچه شد
فرمانده ام غایب
ولی/
دلخوشم بر نایبش سید علی...
لینک دوستان
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :
امکانات وب

كد نوحه

كد مداحی

کد موس مهدی (ع)-امام زمان:تک کد

مهدویت امام زمان (عج) حدیث موضوعی وصیت شهدا دعای فرج
دعای عظم البلا
استخاره آنلاین با قرآن کریم


فال حافظ

کد ِکج شدَنِ تَصآویر

کداهنگ برای وبلاگ

کد موس مهدی (ع)-امام زمان:تک کد